به فروريختنم
به تاي زانوانم
به اينكه آيا تو توان تكيه گاه شدن داري
تكيه گاه گريه هايم
فقط
از تو تكيه گاه زندگي شدن نخواستم
فقط ميخواستم براي باز شدن بغض سختي كه خفه ام ميكرد تكيه گاه باشي
من تمام شدم و گريستم و تكيه گاهي نداشتم......
برچسب:
نویسنده: محمد دادخواه