من و تنهایی - تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 9:35
بهش گفتم مگه چاره اي هم هست؟؟؟؟يك بار يكي بهم گفت تو كه مثل كوه مقاومي بهش گفتم كوه هم فرو مي ريزه يك روزي دچار فرسايش ميشه دچار خستگي ميشه از هجوم باد و سيل و...حالا من بريدم....خسته ام...
تکیه گاه - تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 9:35
به فروريختنمبه تاي زانوانم به اينكه آيا تو توان تكيه گاه شدن داريتكيه گاه گريه هايمفقطاز تو تكيه گاه زندگي شدن نخواستمفقط ميخواستم براي باز شدن بغض سختي كه خفه ام ميكرد تكيه گاه باشيمن تمام شدم و گريستم و تكيه گاهي نداشتم......
تو هم یکی از بهترین ها هستی - تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 9:35
بارها پيش ميامد كه از باهوشي خودم بدم ميومد و دلم ميخواست صفت خوشگلي به جاي باهوشي باشديكبار كه يك آدم خوب تذكر داد به خوشگلي من, گفتند: او " هم" خوشگل است و چقدر زجر آور بود اين " هم" حالا بعد از سالها كه بزرگ شدم و چيزهايي دارم كه واسم ارزش هستن و خودم رو بهترين ميدونم باز بهم گفته شد: تو "هم" يكي...
تمام شدم...... - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 10:02
گاهي تمام ميشوي و هنوز طعم آغاز رو نچشيديگاهي هنوز دلت پر از آرزوهاي جوانيست و پير ميشويگاهي هنوز طعم شيرين آرامش رو نچشيدي كه طوفان شروع ميشودواي به روزي كه تمام شوي و دلت پر از آرزوهاي براورده نشده باشد.....Let's block ads! (Why?)
تكيه گاه - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 13:59
وقتي روبروي دكتر نشستم و گفت تموم شدي به كوه آرزوهايم فكر كردم به فروريختنمبه تاي زانوانم به اينكه آيا تو توان تكيه گاه شدن داري تكيه گاه گريه هايم فقط از تو تكيه گاه زندگي شدن نخواستم فقط ميخواستم براي باز شدن بغض سختي كه خفه ام ميكرد تكيه گاه باشي من تمام شدم و گريستم و تكيه گاهي نداشتم......
تو هم يكي از بهترين ها هستي...... - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 13:59
بچه كه بودم دختر باهوشه خطابم ميكردند و خواهر بزرگم رو دختر خوشگله بارها پيش ميامد كه از باهوشي خودم بدم ميومد و دلم ميخواست صفت خوشگلي به جاي باهوشي باشديكبار كه يك آدم خوب تذكر داد به خوشگلي من, گفتند: او " هم" خوشگل است و چقدر زجر آور بود اين " هم" حالا بعد از سالها كه بزرگ شدم و چيزهايي دارم كه ...
تو را میخواهم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:48
تو را میخواهم برای همیشه تا پنجاه سالگیشصت سالگی هفتاد سالگی تو را می خواهم برای چای عصرانه تلفن هایی که میزنند و جواب نمیدهیم تو را می خواهم برای راه رفتن های آهسته دو تایی برای همیشه....
این روزها.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:34
این روزها حسابی دلم گرفته این روزها از همه چی خسته ام کلی چرا تو ذهنم هست و هیچ جوابی براشون ندارم از آدمهای دور و برم گله دارم ولی اجازه ندارم گله کنم همه زندگی خودشون رو دارن من چی میتونم ازشون بخوام؟؟؟؟ دلم ميخواد ذهنم از همه چی خالی بشه دلم آرامش میخواهد شاید آرامش ابدی
بعضي آدمها.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
بعضی وقتها بعضی آدمها بدون در زدن وارد زندگیت میشن.اونقدر خوبن که چشم باز میکنی میبینی یه فصلی از زندگیت شدن...باهات آفتابی میشن،هر وقت هم دلت ابری شد و گرفت دل اونها هم میگیره...بدون اینکه بفهمی فقط دوسشون داریاونا هیچوقت تکراری نمیشن...هیچوقتاز خدا میخوام هرجا هستن خوشحال باشن و خوشبخت... همین
شروع سال جديد.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
يك سال ديگه هم گذشت... سال 94 شروع شد به تنهايي شروع شد و به تنهايي هم خواهد گذشت.....
نگرانم... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
این روزها و شبها دلتنگ توام دلتنگ هر لحظه بودنت دلتنگ پیگیری همه لحظه هام بودنت دلتنگ پیامهامون شیطونیها جک گفتنا لودگي کردنمون و نگرانم نگران تو نگران سکوتت نگران پذیرفتن نگران گذشت کردنت نگران خودت نبودن نگرانم
دنياي ما آدمها... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
دنياي ما آدمهاي پر از عجايبه دنياي ما آدمها پر از ضد و نقيضهاست گاهي جايي هستي كه نبايد باشي گاهي جايي بايد باشي و نيستي گاهي دوست داري و دوستت دارن ولي.... گاهي دوست نداري و دوستت ندارن ولي....
روز جمعه.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
روز جمعه.... روز بدي بود.... روز مستاصل بودن نگران بودن روز اضطراب... روز فكر كردن.. خواستم نباشم... بخاطر تو خواستم نباشم ولي... خواستم فقط برم و بيام...خواستم گم بشم... ولي نشد دلم نتونست وجودم نتونست نميشه نباشم نميشه
دلنامه.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
چقدر سخته حرف نزدن... چقدر سخته منفور بودن... چقدر سخته طرد شدن... چقدر سخته خواسته نشدن.... چقدر سخته زيادي بودن سر درگم بودن جايگاه نداشتن...... من عدم شدم......
من و تنهايي.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:33
يك بار يكي بهم گفت داغون نميشي از اينكه خودت فكر ميكني خودت نتيجه گيري ميكني خودت انتخاب ميكني خودت تصميم ميگيري و خودت انجام ميدي؟ بهش گفتم مگه چاره اي هم هست؟؟؟؟ يك بار يكي بهم گفت تو كه مثل كوه مقاومي بهش گفتم كوه هم فرو مي ريزه يك روزي دچار فرسايش ميشه دچار خستگي ميشه از هجوم باد و سيل و... حالا...
من و درد و تصميم... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:32
درد من همدم شبها و روزهام شده درد من با منه هميشه الان ديگه نميدونم اون موقع كه نبود چه جوري بود زندگي الان ميخوام يك جوري ازش جدا بشم ولي نميدونم چه جوري؟ سخته ها هيچ راهي جلوت نباشه سخته كه جايي نباشه بري سختههههههههههههههههههه
شبهای تنهایی - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:32
تنهایی سخته شبهای تنهایی سخته دوست داشتن سخته دوست داشتن کسی که دوستت نداره سخته سخته بدونی اون که دوسش داری عاشق یکی دیگت سخته بدونی هیچی نیستی و نتونی بگذری سخته...

برچسب‌های مرتبط

این روزها | این روزها که میگذرد جور دیگرم | این روزها که میگذرد | این روزها اینگونه ام | این روزهای من | این روزها که میگذرد هر روز | این روزها حال خوشی ندارم | این روزهایم به تظاهر میگذرد | این روزهااا | این روزها افشین