
بارها پيش ميامد كه از باهوشي خودم بدم ميومد و دلم ميخواست صفت خوشگلي به جاي باهوشي باشديكبار كه يك آدم خوب تذكر داد به خوشگلي من, گفتند: او " هم" خوشگل است و چقدر زجر آور بود اين " هم" حالا بعد از سالها كه بزرگ شدم و چيزهايي دارم كه واسم ارزش هستن و خودم رو بهترين ميدونم باز بهم گفته شد: تو "هم" يكي از بهترين ها هستيامان از نبودن و ديده نشدن...
ادامه مطلب
چقدر سخته حرف نزدن... چقدر سخته منفور بودن... چقدر سخته طرد شدن... چقدر سخته خواسته نشدن.... چقدر سخته زيادي بودن سر درگم بودن جايگاه نداشتن...... من عدم شدم.........
ادامه مطلب